اموزش موسیقی,متدهای نوازندگی,متدهای موسیقی,اشنایی با بزرگان موسیقی و نوازندگان

»» ریشه رومبا

کلمه Rumba در حقیقت آوایی تقلیدی از یک صدای رعدگونه و غُرّنده است .

ریشه این دستگاه ( اسپانیایی – آمریکایی) است .به رومبای فلامنکو به جهت تفاوتی که با نوع کوبایی اش یعنی رومبای کوبایی (Rumba Cubana) دارد ، رومبا خيتانا يا جیتانا (Rumba Gitana) می گویند .

دستگاه رومبا حتی تا نیم قرن اخیر ، چندان شناخته شده نبود ، تا اینکه از سال 1940 ، کولیهای کاتالان شروع به توسعه و تکامل این فرم نمودند . امروزه اگرچه رومبا در میان هواداران فلامنکوی اصیل از جایگاه بالایی برخوردار نیست ، ولی به طور گسترده ای در همه انواع میهمانیها و جشن های مردم (به عنوان پایه موسیقی «پاپ- فلامنکو») اجرا می شود و محبوبیت خاصی در بین عامه مردم یافته است .

دستگاه رومبا ، با اینکه از لحاظ قدمت و اصالت قابل مقایسه با بسیاری از فرمهای اصلی و قدیمی فلامنکو مانند سولئارس ، سگیریاس ، بولریاس و آلگریاس نیست ، ولی در دنيا به عنوان مظهر فلامنکو در آمده است.

توریستها به عنوان موسیقی فلامنکو ، رومبا را می شناسند و نادانسته به یک بخش سطحی وسبک از این همه عمق و اصالت موسیقی فلامنکو، بسنده می کنند . قطعات رومبا بسیار ریتمیک و با نشاط هستند و فضای مناسبی جهت رقصیدن به وجود می آورند ، ضمن اینکه همیشه به هنرمندان اجازه بداهه پردازی می دهند .

 

»» رقص رومبا

منشاء اولیه رومبا از یک رقص کوبایی است . در حوالی سالهای دهه 1940 میلادی ، هنرمندان فلامنکویی که در تئاترهای فلامنکو و نمایش های واریته به صورت سیّار و گاهی ثابت به هنرنمایی می پرداختند ، با ایجاد تغییراتی و به صورت ذوقی ، رومبای کوبایی را به سمت فلامنکو سوق دادند و باب سلیقه مردم کردند . بدین ترتیب رومبا شناخته شد و بین عامه مردم طرفدار یافت . این هنرمندان رومبا را با حس وحال شاد و جشنی اجرا مي كردند و غالباً بین یک قطعه تانگو و یک قطعه بولریاس ، قطعه ای از دستگاه رومبا می گنجانیدند .

زمانی که هنرمندان فلامنکو از دستگاه رومبا برای ارائه رقص استفاده کردند ، سبک كوليانه يا جیپسیِ اجرای رومبا بر نوع اندلسی آن برجستگی آشکاری یافت . سبک جیپسی پر از نیروی زندگی و احساسات و حرکات پرقدرت بود ؛ در حالی که نوع اندلسی از پونتِئادو (Punteado) و حرکات هماهنگ و ظریف تشکیل می شد و آرامش و وقار خاصی را القا می کرد .

در همه انواع رومبا دِسپِلانته های فراوان و حرکات پرجنبش شامل چرخش های زیاد دیده می شود . رومبا فلامنکوی سنتی به عنوان رقصی مخصوص رقاصان زن فلامنکو (Bailaora) شناخته شده است که معمولاً آن را به تنهایی اجرا می کنند .

 

»»آواز در رومبا

 

رومبا یک آواز فولکلوریک آمریکای لاتین نیز می باشد که تحت تاثیر موسیقی فلامنکو قرار گرفته و فلامنکو شده است . آواز این دستگاه به گروه Cantes de ida y Vuelta تعلق دارد و با دیگر دستگاههای برآمده از آمریکای لاتین مانند گِئاحیراس ، میلونگاس ، کلمبیاناس و بیدالیتاس هم گروه است . طرفداران متعصب فلامنکوی اصیل ، این دستگاه را یک دستگاه فرعی می دانند و به آن چیکو (Chico) می گویند .

اولین آثار آوازی ضبط و نشر شدة رومبا را از سال 1935 میلادی به بعد می توان یافت که توسط لانینیا دِ لُس پِی نِس (La Nina de Peines) ، برناردو ال دِ لُس لوبیتوس (Bernardo el de Los Lobitos) و مانوئل بالِخو (Manuel Valljo) اجرا شده اند

از دیگر خوانندگانی که در این دستگاه به اجرای آثار پرداخته اند می توان به خوزه اورتگا (Jose Ortega) ، دیِه گو آنتیونِس (Diego Antunez) و پِه پِه دِ لا ماترونا (Pepe de La Matrona) اشاره کرد

در دهه 1940 ، خوانندگانی مانند ال پِسکایّا (El Pescailla) و په رِت (Peret) که کولیهایی اهل کاتالان بودند ، با اجراهای زیبایشان تاثیر بسزایی در متداول شدن و به روز رسانی رومبا داشتند .

مادرید نیز برای خودش تبدیل به مرکزی برای سبک رومبا شد . کانیو روتو (Cano Roto) با تاسیس مدرسه رومبا سرآمد همه شد و مانسانیتا (Manzanita) با اجرای قطعات رومبا به شهرت مادرید افزود . دستگاه آوازی رومبا پر از شعر است که غالبا خواننده آنها را با اشعار دستگاه تانگوس رد و بدل می کند .کوپلاهای رومبا غالبا از اشعاری با ترکیب چهار جملة هفت یا هشت کلمه ای به وجود می آیند

 

 »»گیتار در رومبا

رومبا جزء گروه ریتم های 4/2 و 4/4 دستگاههای فلامنکو است و از لحاظ حس و ساختار و اجرا شبیه به تی ینتوس و تانگوس می باشد که در تنالیته های لامینور(Am) ، می مینور(Em) ، لاماژور(A)  و گاهی اوقات می ماژور(E)  نواخته می شود .

البته گاهی در این دستگاه ، انتقال يا ترانسپوزيشن به سایر تنالیته ها (گامهای ماژور و مینور و مد فریژین نسبی گام اولیه) دیده می شود . با اینکه در موسیقی فلامنکو استفاده از مد فریژین (گام های اندلسی) نسبت به گامهای تنال (ماژور و مینور) رواج بیشتري دارد ، ولی در کلیه دستگاههایی که منشا آمریکای لاتین دارند یا تحت تاثیر موسیقی آمریکای لاتین واقع شده اند ، تفوق گامهای تنال مشهود است .

رومبا یکی از دستگاهای پرسرعت است و تمپوی آن 200 bpa  می باشد . معمولا در دستگاه رومبا ، نوازنده از تکنیکی به نام رایادو (Rayado) استفاده می کند . این تکنیک که به طور یکنواختی اجرا می شود ، در حقیقت راخئویی با شدت ضرب کمتر می باشد . را یادو در کوبا به نام Tumbao" "معروف بوده ، جزء لاینفک کلیه آهنگهای زیر گروه "Son Music" است .

در رومبای کاتالان تکنیکی به نام "Ventilator guitar" وجود دارد که از ویژگیهای این رومباست و یک نوآوری ریتمیک می باشد که آن را به آنتونیوگونزالز (Antonio Gonzolez) معروف به ال پسکایا (El Pescailla) منسوب می کنند .

 

 »» کمپاس در رومبا

رومبا سبکی است که تمایل به ساخت ریتم های چندگانه (پلی ریتم) از فرم موسیقی کوبایی در آن دیده می شود و گاهی اوقات با پالماس (Palmas) و پرکاشن (Percusion)همراهی می شود .

ساختار كمپاس رومبا را می توان به سادگي بصورت زیر در نظر گرفت :



 

 

ولي همانطور كه گفته شد در بيشتر مواقع كمپاس رومبا بصورت پلي ريتميك  و با همراهي پالماس و كاخُن اجرا مي شود كه در اين صورت فرم زير را مي يابد:

         

 

ضربة پا   (FOOT) يا پالماس  

 

 

در اين حالت هر میزان از هشت نت تشکیل می شود که این هشت نت به سه گروه دسته بندی می شوند : دو گروه سه تایی و یک گروه دوتایی که در مقابل ضرب پیوسته اصلی قرار می گیرند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 بهمن1388ساعت 11:15  توسط رضا سهیلی زاده | 

دانلود آلبوم اسپانولا از نینو خوسله

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 بهمن1388ساعت 14:51  توسط رضا سهیلی زاده | 

شروع قرن بیستم مبدا جدیدی برای گیتار کلاسیک است. با ظاهری جدید و بعضی تغییرات ساختاری، همچنین تغییراتی در اجرا و تشکیلات نوازندگان، آن گیتار همین سازی است که امروزه به یکی از پرطرفدارترین آلات موسیقی تبدیل شده است.

دو گیتاریست مسئولان اصلی این محبوبیت اند، میگوئل لوبت و آندره سگوویا. بنا به گفته سگوویا او همراه با تارگا تحصیل نکرد (هر چند تاثیر غیرمستقیمی ازلوبت گرفته است).لوبت گامهای ضروری برای ادامه آنچه تارگا شروع کرده بود برداشت: موسیقی جدیدی خلق کرد، شرح حالی از آهنگ سازان معاصر نوشت، روشهای آموزش گیتار را ایجاد کرده و گسترش داد. تارگا هرگز به خارج از اروپای غربی سفر نکرد، در حالی که لوبت در آغاز قرن بیستم با سفر به دیگر قاره ها برای محل اجرا، به دنیای هنرمندان بین المللی پیوست.

برخي از جزئيات زندگي نامه لوبت مبهم و متناقض است. پدر وی يك مجسمه ساز چوب و خود او نیز یک هنرمند خود آموخته بود

میگوئل لوبت در 18 اکتبر 1878 در بارسلونا متولد شد

آيين غسل تعميد و نامگذاري او در ماه تولدش در كليساي Sant Just i Pastor در Carrer de la Palma de Sant Just انجام شد- خياباني كه دوران بچگي اش را در آن گذراند- درست چند خيابان بعد از کارر گیگناس بود( محلی که تارگا بین سالهای1884 تا 1885 در آنجا اقامت داشت).

او به عنوان يك هنرمند تربيت شده بود و استعدادش درنقاشي شكوفا شد و تا آخر عمرش نقاشي را ادامه داد.

ولی اولين يادگيري هاي او در موسیقی با ويولن و پيانو آغاز شد،تا اینکه بعدها يك گيتار به عنوان هديه از يكي از عموهايش دريافت نمود.

میگوئل لوبت از سن 11 سالگی نوازندگی گیتار را آغاز کرد، در دسامبر 1889متوجه فردی شد که در تئاتر كاتالونيای بارسلونا برنامه دارد، آن شخص کسی نبود جز آنتونیو خیمه نزمانخون (1866– 1919) گیتاریست نابینای خوش قریحه اسپانیا،کسی که با هنر خیره کننده خودش توجه همگان را به خود جلب کرد.

بعد از این کنسرت بود که لوبت گیتار را به عنوان ساز آرزوهای زندگی اش برگزید، او گفته است مانخون اثر ماندگاری بر وی نهاده است.

بعد از مشاهده این برنامه ذوقی در وی بوجود آمد تا تصمیم گرفت برای یادگیری هنر نوازندگی نزد ماگین آلگره برود.(بعضی از افراد میگویند ماگین آلگره او را به این کنسرت برد، یعنی قبل از این اجرا او شاگرد ما گین آلگره بود)

ماگین آلگره تا سه سال مشوق لوبت شد و او را،از راهنمایی های خود بهره مند ساخت.لوبت در اکتبر 1892 در سن 14 سالگی با معلم بزرگ گیتار،یعنی فرانسیسکو تارگا ملاقات نمود و برای او کمی نوازندگی کرد، دو سال بعد در کنسروارتوار موسیقی شهر بارسلونا(وابسته به شهرداری) آموزش موسیقی را نزد خود تارگا آغاز کرد. بعضی ازدانشجویان این موسسه افرادی چون Pablo Casals، Emilio Pujol، Ricardo Viñes، Gaspar Cassadó و مشهوران کاتولونی بودند. که هر کدام از آنها در شکل گیری موسیقی اسپانیا نقش بسزایی داشتند.

بنا به اظهارات خود لوبت تحصيلات او همراه با تارگا بر اساس روش خاصي پايه گذاري نشده بود، بلكه لوبت اجراي تارگا را مشاهده مي كرد و سپس با تكنيك هاي خود در منزل آن را امتحان مي كرد. (او در این باره میگوید: در اين روش بيشتر از راه يادگيري با نوازندگی ،خودم آن تکنیکها را امتحان مي كردم)

لوبت در سال 1898 اجراي كنسرت براي محافل صميمي و دوستانه را آغاز کرد. در سال1900 با کانسپسیون جا کوبوی حامي و پشتيبان تارگا ديدار نمود،( كسي كه بعدها حامي خود او نيز شد) جاکوبوی به او كمك نمود تا يك حرفه بين المللي را آغاز نمايد، اولين كنسرت عمومي او در 1901 در هنرستان هنرهاي زيباي والنسيا انجام يافت. درطي همان سال، او در هنرستانهاي هنرهاي زيباي سويل و مالاگا نيز برنامه هایی اجرا کرد(در کنسروارتوارمالاگا عنوان پروفسور هونوریوس کاسا را دریافت نمود)

لوبت در سال 1903 قبل از اجراي برنامه براي خانواده سلطنتي اسپانيا در مادريد، يك برنامه در Teatro de la Comedia اجرا نمود.

درسال 1904 دوست و همکارش ریکاردو وینس ، پیانیست برجسته ومفسر آثار پیانویی دبوسی ، او را در اولین کنسرتش درخارج از اسپانیا،( در پاریس) به روی صحنه برد.3 ظاهراً پاريس براي لوبت خوشايند بود، چرا كه در سال 1905 براي سکونت به این شهر بازگشت و اجرای بسیار زیبایی را در مدرسه موسيقي Schola Cantorum، ارائه نمود.

مطابق گفته دکتر رونالد پورسل،(استاد دانشگاه و محقق) لوبت تا سال 1910 در پاریس اقامت داشت. او میگوید: به احتمال قوی برای سکونت موقتی به بوینوس آیرس رفت و در سراسر آمريكاي جنوبي و مركزي و كارائيب به اجرای موسیقی پرداخت. این سلسله مسافرتها به صورت تورهايي بود كه بيشتر توسط دومینگو پرات مولف کتاب Diccionario de Guitarristas( ، شرح حال نوازندگان گيتار، 1993)، خوان آنیدو(که دخترش ماریا لوئیزا بعد شاگرد لوبت شد و به گیتاریست نامداری تبدیل شد

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 بهمن1388ساعت 15:1  توسط رضا سهیلی زاده | 

kaare-norge ، نوازنده دانماركي ،در زمینه تاثير سفر هاي متعددش در زندگي ، برروي ساخته خودش “رقص بهار” صحبت مي كند:

رقص بهار ، شبيه يک قطعه فلامنكو است ،البته نميشود به آن فلامنكوي واقعي گفت ،اما عناصری از موسیقی فلامنكو و اسپانيايي را دارد.نمي خواهم بگویم كه يک قطعه فلامنكو مي خواهم بنوازم ،اين را ساختم زیرا ملودي خوب و جالبی را پيدا كردم و ريتم رقص هم خيلي خوب با آكوردها به مطابقت در آمد. پس تصمیم گرفتم اسمش را رقص بهار بگذارم.
من خيلي زياد در اسپانيا و اروپاي جنوبي در سفر بودم ، سعي كرده ام تمام تاثيراتي كه از اين سفرها داشتم را در قطعه بگنجانم.
نميگویم كه اين قطعه اي است ايده آل كلاسيك يا يک فلامنكوي واقعي ، من به آن مي گویم:
قطعه اي براي گيتار.

بشنويد اين صحبت ها را از زبان كاره نورگه ،درباره ساخته ي خودش (به زبان انگليسي) به همراه اجراي قطعه :

كيفيت 56kbps
http://rapidshare.com/files/278670529/Interview___Danza_la_Primavera_56Kbps.mp3
كيفيت 128kbps
http://rapidshare.com/files/278674010/Interview___Danza_la_Primavera_128Kbps.mp3

بيوگرافي اين نوازنده ي دانماركي:
http://www.kaare-norge.dk

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 18:13  توسط رضا سهیلی زاده | 

براي يک موسيقي دان ( نوازنده ) مد و تناليته ابزاري است براي ايجاد فضا و شخصيتي خاص. در گيتار از آنجا که هر تناليته مکانيسم ، منطق و انگشت گذاري خاص خود را دارد اين ابزار ظريفتر و قويتر است. قابليت تغيير کوک موجب گسترش دامنه هارموني در گيتار مي شود.

بنابراين 3 مرحله متفاوت براي خلق يک آهنگ براي گيتار وجود دارد :

مد – کليد – کوک.

در فلامنکو کوک گيتار خيلي زود مورد توجه قرار گرفت و در ابتدا تنها به صورت يک کنجکاوي يا بيشتر يک نوع حکايت جديد بود. اما بعد ها جدي تر و با قاعده تر صورت گرفت و در حال حاضر اهميت بسياري يافته و ما را برمي انگيزد تا سير تکاملي آن را ترسيم کنيم.
بدون داشتن ادعاي نوآوري ، اين مبحث ما را در درک نحوه عمل کرد و دورنماي تغيير کوک ياري مي بخشد.

تنظيم کوک در حالت سنتي :
در اين حالت گيتار در مي کوک مي شود که به آن تناليته فطري آن را مي دهد. با دو سيم آزاد در مي که شامل باس نيز هست انگشت گذاري ساده اي را در اختيار قرار مي دهد ( چه در ماژور ، مينور يا فريژين ).

سولئا که مادر آواز خوانده مي شود بطور سنتي در مي اجرا مي شود از اين رو مي توان کوک مي را مادر تناليته در گيتار فلامنکو ناميد.

در تاريخ گذشته فلامنکو، گيتار منحصرا در کوک مي نگه داشته مي شد تا زماني که جسارت آزمايش چيزي جديد ايجاد شد. حقيقت امر اين است که کافي است به خواهر بزرگتر يعني گيتار کلاسيک نگاه کنيم که همه جا حاضر بود و اين ايده را پيشنهاد مي کرد

1 . اولين گذر از کوک اصلي به کوک ر صورت گرفت ، سيم 6 يک نت پايين آورده شد و در اين لحظه ساز داراي دو سيم آزاد ر شد. اولين دليل بديهي اين تغيير کوک استفاده از سيم 6 در تناليته ر بود که در حالت مي چندان مفيد نبود. پايين آوردن سيم 6 اثر ديگري را نيز در پي داشت و آن تقويت باس و گسترش فضا بود و به این ترتیب گيتار به هارموني هاي جديدي دست مي يابد ، آکوردهاي که براي شنوندگان فلامنکو غير منتظره بود. اين تغيير کوک فقط در اجراي گيتار پديدار شد و در همراهي آواز وارد نشد.

به نظر مي رسد که رامون مونتويا با يک گواخيرا پيشگام بود. اما کوک ر بطور جدي در danza mora محبوب شد که بيشتر آن با سابيکاس بود. در اين حالت انتخاب سيم 6 به صورت ر کوششي براي تقليد ريتم باس ساز عود بود. يکي از اين قطعات “Amanecer arabe” بود که کسي نمي توانست بهتر از اين عمل کند.آثار مهم ديگري که سابيکاس در اين کوک خلق کرد Guajira melodica ( الهام گرفته از رامون مونتويا )، زاپاتئادو و سگريا در- ر -بود که در نمونه آخر براي اولين بار کوک - ر- در فريژين مد ظاهر شد.
بعدها اين کوک بسيار استادانه توسط مانوئل کانو در لا فريژين استفاده شد. در زير نمونه اي برگزيده از آلگرياس او موجود است:

تصوير شماره 1

برای دیدن تصویر بزرگتر - کلیک - کنید

سرايتو نيز اين کوک را در بسياري از کارهاي خود چون فاروکا ، کامپانيلروس و در بعضي از تم هاي محبوب آندلسي به کار برد. سابيکاس نيز از اين کوک در فاروکا براي سه گيتار استفاده کرد.در آخر البته از نظر ترتيب نه از نظر کيفيت پاکو د لوسيا ، فاروکا د لوسيا را خلق کرد که نهايت پيروزي در اين گونه مي باشد. از آن به بعد در کوک ر به استثناي گيتار کلاسيک و قطعه زيباي Limonera اثر انريکه د ملچور قطعه قابل توجه ديگري خلق نشد.

با استثنا قرار دادن مانوئل کانو و سگرياس سابيکاس ديده مي شود که کوک ر تنها در فرم هاي به کار رفته که فرم هاي مرکزي فلامنکو نبودند. در اين مرحله با محدود شدن اين کوک به زمينه سازي ( نه آوازي ) و فرم هاي حاشيه اي ، کوک ر يک پديده حاشيه اي در گيتار فلامنکو باقي ماند.

2. وضعيت با لا براي کوک ديگري که رامون مونتويا در اثر روندنيا خود به فلامنکو معرفي کرد نيز صادق است. سيم ها از بم به زير به صورت مقابل : ر ، لا ، ر ، فاديز ، سي ، مي . تنها کليدي که از اين کوک استفاده مي کند دو ديز فريژين است که هارموني مجللي خلق مي کند اجتماع فواصل نامطبوع و بمي عميق فضاي مرموز و پر اسرار را بدست مي دهد . گيتار ما را به دور نماي جادوي مي برد که ذهن در آن سرگردان مي ماند.
بگذاريد با مقدمه قطعه Doblan campanas اثر پاکو د لوسيا به رويا فرو رويم :
تصوير شماره 2

برای دیدن تصویر بزرگتر - کلیک - کنید

در حقيقت روندنيا يک تارانتا است که به فاصله پنجم بالاتر منتقل شده است و تناليته آن در گام دو روي فرت دوم ساخته مي شود که آکورد پايه آن عادي نيست. به هر حال گيتاريست ها در اين حيطه با خلق فضاي آرام و صداي با شکوه مومان هاي عاطفي با عظمتي خلق مي کنند با اجراي آرپژ هاي که تا پنج سيم آزاد را در بر دارد و باسي قوي ملودي بدون نيازي به باره روي بخش زيادي از صفحه انگشت گذاري به اجرا در مي آيد.
بدون هيچ شبهه اي ساخته مونتويا به عنوان مرجعي براي روندنيا به شمار مي رود.

اين قطعه به صورت يک سمبل براي گيتاريست ها در هر دوره اي از زمان در آمده است. دوباره مانوئل کانو و سرانيتو جزو اولين کاوش کنندگان اين کوک اند . اين دو قطعات با ارزشي چون Zorongo , Romance del Pastor و Las Tres Morillas را به جاي گذاشتند . در اينجا مقدمه Las Tres Molrillas اثر سرانيتو آورده شده :

تصوير شماره 3:

برای دیدن تصویر بزرگتر - کلیک - کنید

3. قطعه مشهور Mantilla de Feria اثر استبان سانلوکار کوک سل را در اختيار ما قرار مي دهد. از بم به زير : ر ، سل ، ر ، سل ، سي ، مي. مقدمه اين قطعه آورده شده :

تصوير شماره4
برای دیدن تصویر بزرگتر - کلیک - کنید

اين کوک همچنين در قطعه danza mora اثر سابيکاس مشاهده مي شود که تم سنتی آن از شمال اسپانيا ( Gallegadas ) آمده مانند قطعه Los Peregrinitos اثر مانوئل کانو .

اين کوک به کليد سل ماژور محدود شده که معمولا مورد استفاده قرار نمي گيرد.اين کوک نيز مزايايي مشابه حالت هاي قبل دارد و براي مثال آکورد پايه گام با چهار سيم آزاد ايجاد مي شود و حتي در حالت معکوس دوم با پنج سيم آزاد خلق مي شود. گرچه رافائل ريکويني گاروتيني گرانبها در اين کوک ساخت اما در کل در فلامنکوي مدرن چندان توجهي به اين کوک نشد.

دو باره بايد تکرار کنيم که تا اينجا کوک هاي جايگزين نقش بسيار محدودي را بازي مي کنند و در رابطه با قطعات خاص به کار برده شدند و نه براي فرم هاي پايه اي فلامنکو ( آنهايي که در ارتباط با آواز اند ) .

همچون انواع ديگر موسيقي گيتار فلامنکو نيز از سرنوشت خود رهاي ندارد و آن گشوده شدن کوک هاي خارجي و سهيم شدن آنها در نوسازي توکه و گسترش قدم به قدم به ديگر فرم ها تازماني که معمول شده و جزيي از شخصيت فلامنکوي روز به حساب آيد. در آغاز تغيير کوک شامل همين موارد بحث شده مي شد اما انواع جديدي آشکار شد که از گيتار کلاسيک سرچشمه نگرفت بلکه توسط گيتاريست هاي فلامنکو ابداع شد. آنها شخصيت يکتاي فلامنکو را تقويت کرده و راهنمايي در زمينه نوآوري مي باشند.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 12:6  توسط رضا سهیلی زاده | 

قطعه بسیار مشهور و تاریخی گروه دایر استریتز میباشد اما در این قسمت سه نمونه تصویری از این قطعه ارائه میشود که هر یک بنوعی اجرایی متفاوت از این قطعه را نشان میدهد ویدیو اول قطعه اصلی با اجرای گروه دایر استریز و به نوازندگی مارک نافلر که در ابتدا گیتار فلامنکو مینواخت و سپس به یکی از اسطوره های موسیقی راک تبدیل شد و دیگر اجرایی از یک نوازنده فلامنکو با نام Pedro Javier Gonzálezو در نهایت اجرای این قطعه با گیتار کلاسیک اما کاملا متفاوت .

 

پسورد :
www.guitar4all.com

ویدیو شماره 1

ویدیو شماره 2

ویدیو شماره 3

+ نوشته شده در  جمعه 9 بهمن1388ساعت 12:0  توسط رضا سهیلی زاده | 

در این مطلب چندین کلیپ تصویری از کنسرت فلامنکو به سرپرستی مهدی محققی این گروه در طی این چند سال بدون شک از پرطرفدار ترین گروه های موسیقی فلامنکو در ایران بوده اند.

 دانلود ویدیو:

Fantazia - Rafael Cortes 

Buleria - Paco de Lucia

Tango - Paco & Camaron

Armen keshishi - Mehradad alizadeh

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 12:41  توسط رضا سهیلی زاده | 

بی شک یکی از مهمترین دغدغه های یک نوازنده یا دست اندر کار موسیقی، تهیه ساز و دیگر ادوات موسیقی است. با توجه به بازار محدود ایران، سیاست نامشخص واردات ادوات موسیقی، هزینه بالای گمرک و عوامل بسیار دیگر، خرید مطمئن و راضی کننده تقریبا ً غیر ممکن و نامیسر به نظر می رسد.
حال اینکه در بسیاری از کشورها، کمپانیهای بزرگ تولید کننده ساز مثل Fender در کنار ضمانت فیزیکی ساز، امکان تعویض ساز را در صورت جذاب نبودن آن برای خریدار ایجاد می کند (Satisfaction Guarantee ). اما هنوز در ایران نمی توان به حتی شرکتهایی که دم از نمایندگی انحصاری می زنند اعتماد کرد.

با در نظر گرفتن محدودیتها، موانع و مشکلات ناتمام بر سر راه جامعه موسیقی و هزینه های هنگفت و ناگزیری که برای خرید و به روز کردن وسائل و ادوات موسیقی وجود دارد، ذکر چند نکته مهم در مورد خرید ساز و به طور خاص گیتار بیس ضروری است:

1- سعی کنید اولین ساز را با دانائی کامل و از بهترین نوع تهیه کنید. خرید یک بیس گیتار خوب و قابل قبول به شما در شناسائی صداهای مورد نظرتان یاری می رساند.

2- در ریخت شناسی و انتخاب طرح و رنگ ساز با اطمینان تصمیم بگیرید. از انتخاب سازی که طرح آن ممکن است با گذر زمان دلزدگی و پشیمانی برایتان داشته باشد تا حد امکان بپرهیزید.

3- نکته مهم بعد از انتخاب ساز به رنگ و طرح دلخواه، نواختن راحت با آن است. مطمئن شوید که:

الف- اندازه دسته و پهنای آن برایتان مناسب است.
ب- Action ساز بعد از Adjust کردن مناسب و متعادل است.
ج- وزن ساز برایتان آزاردهنده نیست. سنگینی بیش از حد موجب کوفتگی شانه ها، دستها و آسیب جدی به ستون فقرات خواهد بود.
د- صدای خود ساز بدون افکت و تنظیمات خاص برایتان رضایت بخش است.

4- از نو بودن ساز ( بدنه- دسته- فرتها- پیچهای تنظیم صدا- پیچهای سر دسته ) اطمینان حاصل نمایید.

5- خرید ساز Signature یا سازی که متعلق به نوازندگان بزرگ است بی شک هیجان انگیز است، اما قبل از اقدام به این کار با بررسی و تحقیق مطمئن شوید که اندازه دسته، وزن، فاصله سیمها تا دسته و از همه مهمتر صدای ساز برایتان مناسب است یا خیر.

6- لوازم جانبی همراه با ساز را مانند آچارهای آلن، دفترچه راهنما و جعبه یا کارتن مخصوص ساز را فراموش نکنید.

7- قابلیت اجرا شدن تمامی تکنیکهای نوازندگی به سهولت، مهمترین نکته است که در هنگام خرید بیس گیتار باید به آن توجه کرد.

8- مطمئن شوید که در قبال هزینه هنگفت خرید ساز، وسائل دیگر را نیز هم سطح ساز تهیه خواهید کرد.

9- حتما ً 15 الی 30 دقیقه با ساز مورد نظرتان قبل از خرید بنوازید و از سلامت آن اطمینان حاصل کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 بهمن1388ساعت 16:33  توسط رضا سهیلی زاده | 
در این مطلب قصد داریم در مورد انواع گیتار الکتریک، و انتخاب آن صحبت کنیم. همانگونه که قبلا گفته شد، در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است.

Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.

گیتارهای الکتریک انواع مختلفی دارند، اما میتوان آنها را به دو نوع کلّی تقسیم کرد:


Guitar Hollow Body
Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.
audio file صدای گیتار Guitar Hollowed Body را بشنوید

Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.
audio file صدای گیتار Stratocaster را بشنوید

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster
Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.
audio file صدای گیتار Telecasterرا بشنوید


Gibson Les Pauel
Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.
audio file صدای گیتار Gibson Les Pauel را بشنوید


Flying V
Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer
Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد.
audio file صدای گیتار Explorer را بشنوید
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 15:29  توسط رضا سهیلی زاده | 

گام ماژور
(scale) از صداهای اصلی سازندهٔ یک قطعهٔ موسیقی که زیر و بم‌هائی متفاوت دارند و به ترتیب از بم به زیر یا از زیر به بم مرتب شده‌اند ساخته شده است. در دوره‌های مختلف و در فرهنگ‌های گوناگون، گام‌های متنوع و متعددی به‌کار گرفته شده‌اند. گام‌های اساسی موسیقی غرب از آغاز سدهٔ هفدهم تا آغاز سدهٔ بیستم گام‌های ماژور و مینور (minor) بوده‌اند. این گام‌ها در سدهٔ بیستم نیز همچنان کاربردی گسترده داشته‌اند. گام آشنای دو - ر - می - فا - سل - لا - سی - دو نمونه‌ای از گام ماژور است. این گام را بخوانید و توجه کنید که با خواندن آن، هفت صدای زیر و بم متفاوت پدید می‌آورید. و سپس به ”دو“ی بالائی - هشتمین صدا - می‌رسید که در حقیقت تکرار صدای اول در یک اُکتاو بالاتر است. اُکتاو فاصلهٔ میان اولین و هشتمین صدای گام است. گام ماژور میان صداهای متوالی خود الگوی معینی از فاصله‌ها دارد. میان صداهای متوالی یک گام غربی دو نوع فاصله یافت می‌شود. پردهٔ (whole step) و نیم‌پرده (half step). نیم‌پرده، کوچک‌ترین فاصله‌ای است که به‌طور موسوم در موسیقی غرب به‌کار رفته است. فاصلهٔ پرده دو برابر نیم‌پرده است.

در نواختن گام ”دو ماژور“ فقط شستی‌های سفید پیانو به‌کار گرفته می‌شوند. فاصلهٔ میان نت‌های ”می“ و ”فا“ و نت‌های ”سی“ و ”دو“ نیم‌پرده است و میان شستی‌های متناظر با ”می“ و ”فا“ و نیز ”سی“ و ”دو“ شستی سیاهی قرار نگرفته است. نمونه‌ای که در آغاز این مبحث دیدیم، بر مبنای گام دو ماژور یا به بیان دیگر در تونالیتهٔ دو ماژور است.

گامی ماژور بر مبنای نت ”دو“ و شستی‌های متناظر با آن بر پیانو

با مبنا قرار دادن هر یک از دوازده صدای محدودهٔ اُکتاو می‌توان گام‌های ماژور مشابهی ساخت. الگوئی یکسان از فاصله‌های متوالی می‌تواند با
هر کدام از این صداها آغاز شود که به این ترتیب دوازده‌ گام ماژور به دست آورد

دانگ در موسیقی چیست و به چه فاصله ای از نت ها دانگ می گویند. به طور کلی فاصله ی چهار نت متوالی موسیقی را یک دانگ می گویند. مثلا از نت “دو” تا نت “فا” را یک دانگ می گویند. بنابراین فاصله هشت نت متوالی موسیقی که یک گام می شود، شامل دو دانگ است. از نت “دو” تا نت “فا” دانگ اول، و از نت “سل” تا نت “دو” دانگ دوم است. ضمنا باید توجه داشت که تعداد هشت نت متوالی موسیقی را که از هر نتی شروع شده و به نت همنام ختم شده باشد به لفظ بین المللی ” اکتاو” نیز نامیده می شود

گام مینور
گام مینور در کنار گام ماژور، ایفاگر نقشی اساسی در موسیقی غرب است
گام مینور - مانند ماژور - از هفت صدای متفاوت و صدائی هشتم که تکرار صدای اول در یک اُکتاو بالاتر است تشکیل می‌شود اما الگوی فاصله‌های آن با گام ماژور تفاوت دارد. الگوی مینور نیز می‌تواند بر هر کدام از دوازده صدای محدودهٔ اُکتو آغاز شود و به این ترتیب دوازده گام مینور به‌دست می‌آید.
در اینجا مقایسه‌ای میان یک گام ماژور و گامی مینور که هر دو با نت ”دو“ آغاز می‌شوند، انجام گرفته است:

گام مینوری که در این مثال نشان داده شده است یکی از گونه‌های سه‌گانهٔ گام مینور است که مینور طبیعی، نامیده می‌شود. دو گونهٔ دیگر، گام‌های مینور هارمونیک و مینور ملودیک هستند. سه گونه گام مینور در الگوی فواصل سازنده‌شان تفاوت‌هائی دارند اما همگی می‌توانند با هر صدائی از محدود اُکتاو آغاز شوند و چنانکه گفته شد، کیفیتی متضاد با گام ماژور پدید می‌آورند.
تفاوت مهم میان گام ماژور و مینور آن است که در گام مینور فاصلهٔ میان درجه‌های دوم و سوم فقط نیم‌پرده است. میان همین دو درجه از گام ماژور فاصلهٔ پرده وجود دارد. این تفاوت کوچک، کیفیت صوتی گام و حالت موسیقی مبتنی بر آن را به شدت دگرگون می‌کند.

کیفیت صوتی گام
موسیقی مبتنی بر گام مینور گرایش به کیفیتی جدی یا سودائی دارد. کم‌وبیش تمام مارش‌های عزا تونالیتهٔ مینور دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 15:4  توسط رضا سهیلی زاده | 
 فاصله موسیقی
در موسیقی اختلاف زیرو بمی (زیرایی) یا نسبت تواتر میان دو صدا را فاصله گویند. فاصله دو نت پی درپی را متصل و غیر آن را منفصل گویند. بعضی از فاصله های متصل كه به هم نزدیك ترند نیم پرده و آنهائی كه دور ترند پرده نامیده می شوند. فاصله را همیشه بالا رونده حساب می كنند. هر فاصله به نام شماره نت های تشكیل دهنده آن نامیده می شود.بدیهی است كه تعداد فاصله های میانی هر فاصله همیشه یكی كمتر از شماره نام آن است.علامتهای تغییر دهنده علامتهای تغییر دهنده علامتهائی هستند كه قبل از نت ها (سمت چپ) قرار گرفته و صدای آنها را به اندازه نیم پرده یا دو نیم ـ پرده كروماتیك بالا یا پایین می برد .

دیز (#) صدای نت بدون علامت را نیم پرده كروماتیك بالا می برد . بمل (b) صدای نت بدون علامت را نیم پرده كروماتیك پایین می برد . دوبل دیز (×) صدای نت بدون علامت را دو نیم پرده كروماتیك بالا میبرد . دوبل بمل (bb) صدای نت بدون علامت را دو نیم پرده كروماتیك پایین می برد .

بكار صدای نت های با علامت یعنی تغییریافته بوسیله دیز وبمل و دوبل بمل را به حالت اصلی بر می گرداند. نیم پرده دیاتونیك و كروماتیك دو نت كه هم اسم نبوده و نیم پرده فاصله داشته باشند، نیم پرده دیاتونیك ؛ و دو نت كه هم اسم بوده ونیم پرده فاصله داشته باشند، نیم پرده كروماتیك نامیده می شوند. هر پرده از یك نیم پرده كروماتیك (۵كما) ویك نیم پرده دیاتونیك (۴كما) یا بعكس تشكیل شده است. هر كما معادل ۹/۱ پرده است، بنابراین ۹كما تشكیل یك پرده میدهد

● نت های مترادف (آنارمونیك)
دو نت كه هم اسم نبوده ولی صدایشان یكی باشد، مترادف یا آنارمونیك نامیده میشوند. اگر نت بم (نت اول ) یك فاصله را نیم پرده كروماتیك پایین یا نت زیر (نت دوم )را نیم پرده كروماتیك بالا ببریم فاصله دورترمیشود ، ولی تعداد فاصله های میانی آن ثابت می ماند.
مثلا اگر فاصله چهارم درست را كه از دو پرده و یك نیم پرده تشكیل شده است ، به اندازه نیم پرده كروماتیك دور كنیم تبدیل به فاصله چهارم افزوده میشود. اگر نت بم (اول ) یك فاصله را نیم پرده كروماتیك بالا یا نت زیر (نت دوم) را نیم پرده كروماتیك پایین بیاوریم فاصله نزدیك تر می شود، ولی باز هم تعداد فاصله های میانی آن ثابت می ماند. مثلا اگر فاصله سوم بزرگ را كه از دو پرده تشكیل شده به اندازه نیم پرده كروماتیك نزدیك تر كنیم ، به فاصله سوم كوچك تبدیل می شود.

بنابراین،اگرازفاصله بزرگ نیم پرده كروماتیك كسرشودبه فاصله كوچك تبدیل می شود. اگرازفاصله كوچك ودرست نیم پرده كروماتیك كسرشودبه فاصله كاسته تبدیل می شود.(به استثنای یكم درست كه كاسته ندارد ). اگربه فاصله بزرگ ودرست نیم پرده كروماتیك اضافه شودبه فاصله افزوده می شود.اگربه فاصله افزوده نیم پردهكروماتیك اضافه شود به فاصله افزوده ترتبدیل میشود. اگرازفاصله كاسته نیم پرده كروماتیك كسرشودبه فاصله كاسته تر تبدیل می شود.


● معكوس فاصله ها

اگرنت بم (اول)یك فاصله رایك اكتاو بالاببریم وبعدازنت زیر(دوم)قراردهیم ویااگرنت زیر (دوم)یك فاصله رایك اكتاو پایین بیاوریم و قبل ازنت بم(اول)قراردهیم،فاصله معكوس می شود. چون شماره فاصله ومعكوس آن عدد ۹ رابه وجودمی آ ورد، بنابر این برای پیدا كردن معكوس هرفاصله كافی است كه شماره آن را ازعدد ۹ كم كنیم. ضمنا معكوس فاصله های درست همیشه درست است ومعكوس فاصله های بزرگ همیشه كوچك است وبه عكس. ومعكوس فاصله های كاسته همیشه افزوده است وبعكس. ومعكوس فاصله های افزوده تر همیشه كاسته تر است وبه عكس .

● فاصله های نغمگی (ملودیك )وهماهنگ ( هارمونیك)

دوصدای فاصله اگر پی در پی شنیده شوند فاصله را ملودیك واگر با هم شنیده شوند فاصله را هارمونیك گویند. فاصله های مطبوع ( ملایم ) ونا مطبوع ( ناملایم) فاصله های یكم درست وپنجم درست وهشتم درست را مطبوع كامل وفاصله های سوم بزرگ و سوم كوچك وششم بزرگ وششم كوچك را مطبوع غیر كامل وفاصله چهارم درست را مطبوع مشترك وپنجم كاسته چهارم افزوده را نا مطبوع جاذب وبقیه فاصله ها را نامطبوع گویند.

● فاصله های ساده :

فاصله هائی هستند كه حدود آنها ازیك اكتاو تجاوز نكند .

● فاصله های تركیبی :

هر فاصله كه از اكتاو تجاوز كند تركیبی نام دارد. برای تركیبی كردن یك فاصله ساده كافی است كه نت زیر (دوم ) آن را یك یا چند اكتاو بالا یا نت بم (اول) آن رایك یا چند اكتاو پائین ببریم . كیفیت فاصله های ساده در تركیبی آنها عوض نمی شود ، یعنی فاصله های درست در تركیبی درست وفاصله های بزرگ درتركیبی بزرگ وكوچك در تركیبی كوچك خواهد بود. فاصله تركیبی همیشه از اضافه كردن یك یا چند عدد ۷ به فاصله ساده آن بدست می آید.مثلا اگر فاصله سوم بزرگ را به اندازه یك اكتاو دوركنیم فاصله دهم بزرگ ،واگر به اندازه دو اكتاو دور كنیم فاصله بزرگ حاصل میشود .
۱۷=۷+۷+۳
۱۰=۷+۳
برای ساده كردن فاصله های تركیبی نیز باید یك یا چند عدد ۷ از آن كسر كردتا فاصله ساده آن به دست آید. مثلا از فاصله هجدهم درست می توان دو عدد۷ كسر كرد تا عدد چهار باقی بماند و نتیجه چهارم درست شود .
۴=(۷+۷)-۱۸
توضیح : چون فاصله های یكم درست و هشتم درست هر دو فاصله ساده هستند ، فاصله ساده فواصل پانزدهم و بیست و دوم و بیست و نهم میتواند هشتم درست و یا یكم درست باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 15:0  توسط رضا سهیلی زاده | 

 

خبرگزاری ایلنا :آلبوم موسیقی سوییت پارسی كه شركت هرمس آن را به بازار مي آورد، شامل قطعاتي است كه «بهداد مقدسي» آهنگساز و نوازنده گيتار كلاسيك آنها را نوشته و خود نيز اجرا كرده است. قطعات اين آلبوم درقالب هاي كلاسيك گيتار نوازي تنظيم شده است، اما از موسيقي فولكلر و دستگاهي ايران تاثير گرفته است.

مقدسي در زمان حضور در ايران عضو گروه كوارتت كلاسيك تهران بود و چندين بار همراه با اركستر سمفونيك تهران، اركستر فرهنگسراي بهمن و اركستر مجلسي تهران به تكنوازي پرداخته بود. وي حدود 10 سال است كه مقيم كشور امريكاست و به تدريس در آنجا مشغول است.

دانلود کنید :

Persian Suite

مطالب مرتبط:
مصاحبه با بهداد مقدسی نوازنده برجسته گیتار کلاسیک
بهداد مقدسی نوازنده گیتار کلاسیک

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 14:59  توسط رضا سهیلی زاده | 

پرلود مشهوری از ایزاک آلبنیز با عنوان آستوریاس را بدون شک باید یکی از محبوبترین آثار در رپرتوار نوازدگان گیتار دانست . آلبنیز که خود نوازنده پیانو و همچنین آهنگساز بود این قطعه را برای پیانو نوشت اما عمده شهرت وی را بایستی در تنظیم قطعات وی برای ساز گیتار توسط آندرس سگوویا و اجرای آن تا به امروز توسط نوازندگان گیتار دانست چرا که بسیاری از قطعات وی بنحو زیبایی بر روی گیتار اجرا میشوند که هر شنونده ای شاید متحیر شود که این قطعات در اصل برای پیانو میباشند.

آلبنیز این قطعه را به احتمال بسیار زیاد در اوایل دهه 1890 و زمانیکه در لندن ساکن بود و بعنوان نوازنده پیانو و آهنگساز شناخته شده بود نوشت .

دانلود کنید - صوتی - آستوریاس اجرا بوسیله پیانو

دانلود کنید- صوتی - آستوریاس اجرا بوسیله گیتار - نوازنده مانوئل باروئکو

دانلود کنید - تصویری- آستوریاس اجرا بوسیله گیتار - نوازنده مانوئل باروئکو

دانلود کنید - تصویری- آستوریاس اجرا بوسیله گیتار - نوازنده آنا ویدویک

این قطعه برای اولین با نوسط انتشارات Juan Pujol & Co در سال 1892 بعنوان پرلود قطعه سه موومانی ترانه های اسپانیایی Chants d’ Espagne) منتشر شد .
و پس از آن نیز این قطعه مجددا با همکاری اتحادیه موسیقی اسپانیا و در پنج موومان در مادرید منتشر شد.

اما هفت سال بعد و دو سال پس از مرگ آلبنیز انتشارات آلمانی Hofmeister این قطعه را تحت عنوان سوئیت اسپانیای بصورت کامل منتشر نمود.
و در این تجدید چاپ کلیه موومانها به صورت مجموعه منتشر شد که شامل هشت موومان میشد . اما اینکه این چرا نام آستوریاس را بر روی این قطعه نهادند این بود که تصمیم بر آن شد تا نام هر یک از شهرها و استان های اسپانیا بر روی هر یک از موومانها نهاده شود و بدین سبب این موومان نیز آستوریاس و در تیتر آن Leyenda که یکی از شهرهای اسپانیاست بر آن نهاده شد.

نامهای دیگر که بر روی این موومانها انتخاب شد عبارتند از :
Aragon ،Andalucia ،Castile ،Catalonia - Asturias.

که همگی نام شهرها و استانهایی از اسپانیاست.

آستوریاس در کدام ناحیه اسپانیا میباشد ؟
استان آستوریاس

آستوریاس (به اسپانیایی: Asturias) یکی از ۱۷ بخش خودمختار اسپانیا است. این بخش خود یکی از پنجاه استان اسپانیا است. پایتخت آن اُبیه‌دو است. این استان ۷۸ دهستان دارد.

آیا دانستن نام این قطعه مهم است ؟
باید اذعان داشت که دانستن اینکه آلنییز تحت تاثیر چه فرهنگی بوده است بسیار مهم است بالاخص که وی تحت تاثیر موسیقی اندلس یعنی زادگاه موسیقی فلامنکو بوده است .
چنانچه برای ساخت این قطعه از دستگاه گرانادیس استفاده کرده است.

مسلما در این بین تنها توجه به منطقه آستوریاس و شناخت نسبت به موسیقی و حتی سازهای آن دوره که عبارتست از سازی محلی با عنوان bagpipe و یا گیتار آن دوره تاثیر زیادی در شیوه و تفسیر شما از اجرای این قطعه نخواهد داشت پس شاید نام آستوریاس کمک زیادی به ما در فهم این قطعه نخواهد داشت شاید نام افسانه Leyenda که ناشر در کنار این نام نهاده است مناسب تر باشد . در هر حال برای فهم قطعات آلبنیز باید به موسیقی و فرهنگ اندلس رجوع کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 14:57  توسط رضا سهیلی زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اموزش موسیقی,متدهای نوازندگی,متدهای موسیقی,اشنایی با بزرگان موسیقی و نوازندگان

نوشته های پیشین
اسفند 1391
دی 1391
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
پیوندها
کتابسرا
نــــودژ
Melatter
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM