اموزش موسیقی,متدهای نوازندگی,متدهای موسیقی,اشنایی با بزرگان موسیقی و نوازندگان
اين مقاله در شماره 111 مجله هنرموسیقی منتشر شده است

ویلالوبوس آهنگساز پرکاری بود _طوری که نمیتوانست تعداد کارهایی که تصنیف کرده بود را به یاد بیاورد_ با این وجود تعداد آثاری که برای گیتار خلق کرده چندان چشمگیر نیست. او را با 12 اتود، 5 پرلود( در واقع 6 که یکی مفقود شدهاست)، سوییت مشهور برزیلی و یک کنسرتو گیتار و تعدادی کارهای نه چندان مشهور برای ارکسترهای مجلسی به یاد میآوریم.

او قطعات دیگری را برای گیتار نوشته است که یا مفقود شده یا منتشر نشدهاند.

موومانهای” سوییت برزیلی” ویلا لوبوس تحت تاثیر اسلاف اروپایی هستند و فردیت و خصوصیت منحصر به فرد پرلودها را ندارد، و نیز با آنکه برخی از اتودها بهتر از دیگر اتود ها هستند؛ اما بدون شک همه کارهای این آهنگساز از کیفیت بالایی برخوردارند.

در این جا قصد دارم به جریانهای اصلی که بر شیوه کار ویلالوبوس تاثیر مشخص داشتهاند بپردازم.

این جریانها عبارتند از:

* موسیقی فولکلور ( برزیل)
* موسیقی باخ2
* امپرسیونیسم3 رومانتیسم ( مخصوصا شوپن)4 و دبوسی5
* آشنایی و ارتباط حسی و شخصی ویلالوبوس با گیتار

در برخی کارهای او این عناصر به شکلی جدا نشدنی در کنار هم حضور دارند .

* تاثیر پذیری از باخ

ویلالوبوس علاقه زیادی به موسیقی باخ داشت؛ او تعدادی اثر مجلسی با عنوان “باخیاناس برزیلیراس”(Bachianas Brasileiras) نوشت که فیوژنی از خصوصیات موسیقی باخ و موسیقی برزیلی است. یکی از این قطعات (باخیاناس شماره 5) که برای سوپرانو و هشت ویلنسل تصنیف شده است بعدها مجددا توسط خودِ ویلالوبوس برای سوپرانو و گیتار تنظیم شد.

البته تاثیرات باخ به صورت کنترپوانهای پیچیده باروکی در این آثار آهنگساز ما محسوس نیست اما حضور باخ در داخل بافت کاملا مشهود است. باخیاناس شماره 5 از معروف ترین مثالهاست؛ اتود شماره 1 نیز ، البته کمتر از باخیاناس تحت تاثیر باخ است .

الگوی تکرار شونده آرپژی در این اتود ” پرلود در دو مینور ” و یا “پرلود کوچک در ر مینور” باخ را تداعی می کند.

وجه دیگر اثرپذیری از باخ را در آخرین بخش “پرلود شماره 3″ میبینیم، یعنی

تکنیک سکانس که در شیوه آهنگسازی باروک مرسوم بود :

* ویلالوبوس و موسیقی فولکور

ویلالوبوس از کودکی به موسیقی بومی کشورش برزیل تمایل داشت. او حتی به نواحی مختلف برزیل و جنگلهای انبوه آمازون سفر کرد و موسیقی قبیلههای این خطه را ثبت کرد. توسعه فرم”شورو” ( در ایران : کورو ) از دیگر دستآوردهای وی است. هرچند امروزه این فرم در نقاط مختلف دنیا برای علاقهمندان موسیقی آشناست؛ اما پیش از ویلالوبوس “شورو” تنها توسط نوازندگان خیابانی اجرا میشد. موومانهای ” سوییت برزیلی” این توسعه را به خوبی نشان میدهد: “گاووت شورو”،”اسکاتیش شورو”و “مازورکا شورو”. او مشخصاً به هر یک از این موومانرقصهای کلاسیک و رمانتیک شخصیتی برزیلی داد.

در “شورو شماره 1 “ریتمهای نقطهدار و آکوردهای هفتم یک موتیو سامبا تشکیل داده و

به وضوح موسیقی فولکور تیپ لاتین را تداعی میکند .

* امپرسیونیسم رومانتیک

تاثیرات قوی رومانتیک نه تنها در اتودهای دوازدهگانه_که یادآور کارهای شوپن در همین ژانر است_ بلکه در ملودیهای ظریف و روان قطعاتی مانند مازورکا شورو نیز دیده میشود.

بخش اصلی این” مازورکا” یادآور شیوه آهنگسازی “شوپن” است و فینال قطعه حال و هوای آثار

“دبوسی” را دارد.

+ نوشته شده در  جمعه 19 آذر1389ساعت 19:27  توسط رضا سهیلی زاده | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اموزش موسیقی,متدهای نوازندگی,متدهای موسیقی,اشنایی با بزرگان موسیقی و نوازندگان

نوشته های پیشین
اسفند 1391
دی 1391
دی 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
پیوندها
کتابسرا
نــــودژ
Melatter
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM